روزشمار ایام فاطمیه

وضعیت یاهوی مدیر

hi

 
No Image
اشعاری در استقبال از ایام فاطمیه اول(52 روز دیگر) پيوند ثابت
آرزوی علی

تـا عـلــی ماهَـش بـه ســوی قبـــر بُرد
مـاه، رخ از شــرم، پـشـت ابـــــر بُرد

آرزوهــا را عـلــی در خــــاک کـــرد
خـاک هــم گـویی گــریبـان چاک کرد

 

زد صــدا: ای خــاک، جـانـانــم بگیــر

 

تــن نـمـانــده هیـچ از او، جـانـــم بگیر

نــاگــهـان بـر یــاری دســــت خــــــدا
دسـتــی آمـد، همچو دست مصـطـفــی

گـوهــرش را از صــدف، دریا گرفت
احـمــــد از دامـاد خـود، زهــرا گرفت

گـفـتـش ای تـاج ســر خیــل رُسُــــــــل
وی بَــر تـــو خُــرد، یکسر جزء و کل

از مــن ایــن آزرده جـانـــت را بـگـیـر
بـازگــردانــدم، امـانــت را بـگیــــــــــر

بــار دیــگر، هـدیـه ی داور بـگـیــــــــر
کــوثـــرت از سـاقــــی کـوثــــــــر بگیر

مــی کِـشــد خجلــت عـلــی از محضـرت
یــاس دادی، می دهد نیلوفــرت

نظرات[0] | دسته: عمومی | نويسنده: خادم سایت | ادامه مطلب...

 
نقدی بر حسینچی بودن بعضی از ماها پيوند ثابت

با سلام.اخیرا یه دوستی یه کامنتی گذاشته بود اینجا به نام کلب الرقیه

 

در بخش کامنت های پست مربوط به قمه زنی و نظر مقام معظم رهبری در این مورد.

 

حالا من از دوستان گرامی می خوام بفرمایند که این دوست ما با این نام کاربری و اینهمه ادعای

 

محبت اهلبیت،بقول امام صادق که زینت اهلبیت هستند یا مایه آبرو ریزیش:

 

((***م تو این سخنرانی هیچ عوضی حق دخالت در عزاداری امام حسین و

 

نداره. هر نوع عزاداری برای امام حسین کمه

 

خدا لعنت کنه کسانی که با مزخرفاتشان به مجالس و نوع

 

عزاداری ها اهانت می کنند و دل حضرت و میشکنند.

 

انشاالله صاحب العصر خواهد آمد و این حکومت طاغوت و از بین خواهد برد)))

 

آدمی که داره توی نوشته اش دم از امام حسین و امام زمان میزنه هیچوقت حرفشو با ***م شروع نمیکنه.

 

متاسفم برای تشیعی که سینه زن و حسینچی اش اینطوریه.

 

تازه این دوستمون نه جرات داشته اسم واقعیشو بذاره نه ایمیلشو تا باهم در تماس باشیم.

 

دوستان با این رفتار میشه به نتیجه رسید که چرا ما دوستداران اینقدر توی دنیای سیاست و

 

مقابله با دشمن مشکل داریم

 

یعنی خودمون هم خودمونو قبول نداشته و فقط شعار طرفداری از اهلبیت میدیم.

نظرات[0] | دسته: عمومی | نويسنده: خادم سایت | ادامه مطلب...

 
حفاظت شده: انتقاد از خودمون به بهانه دسته عزاداری فاطمیون زنجان پيوند ثابت

این نوشته با رمز محافظت شده است. برای نمایش رمز خود را بنویسید:


نظرات[2] | دسته: عمومی | نويسنده: خادم سایت | ادامه مطلب...

 
حفاظت شده: آفت های عزدارای در برخی هیئات زنجان به بهانه تمسخر وهابیون پيوند ثابت

این نوشته با رمز محافظت شده است. برای نمایش رمز خود را بنویسید:


نظرات[0] | دسته: عمومی | نويسنده: خادم سایت | ادامه مطلب...

 
به بهانه عاشورا-فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب در مذمت قمه زنی پيوند ثابت

«کار غلطی است که عده ای قمه به دست بگیرند و به سر خودشان بزنند و خون بریزند.

 

این کار را می کنند که چه بشود؟! کجای این حرکت عزاداری است؟

 

البته دست بر سر زدن به نوعی نشانه عزاداری است .

 

شما بارها دیده اید کسانی که مصیبتی برایشان پیش می آید برسروسینه خود می کوبند.

 

این نشانه عزاداری معمولی است . اما شما تا به حال کجا دیده اید که فردی به خاطر رویکرد

 

مصیبت عزیزترین عزیزانش با شمشیر برمغز خود بکوبد و از سر خود خون جاری کند !

 

کجای این کار عزاداری است ! قمه زدن سنتی جعلی است. از اموری است که مربوط به

دین نیست و بلاشک خدا هم از انجام آن راضی نیست .

علمای سلف دستشان بسته بود و نمی توانستند بگویند «این کار غلط و خلاف است».

 

امروز روز حاکمیت اسلام و روز جلوه اسلام است . نباید کاری کنیم که آحاد جامعه

اسلامی برتر یعنی جامعه محب اهل بیت علیهم السلام که به نام مقدس ولی عصر ارواحنافداه

 

به نام حسین بن علی علیه السلام و به نام امیرالمومنین علیه الصلاه والسلام مفتخرند

 

در نظر مسلمانان و غیرمسلمانان عالم به عنوان یک گروه آدمهای خرافی بی منطق معرفی شوند.»

نظرات[0] | دسته: عمومی | نويسنده: خادم سایت | ادامه مطلب...

 
یادی از شهید بزرگوار منصور الماسی پيوند ثابت

بسم الله النور

 

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة والنصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

 

امروز میخوام از شهید بزرگواری یاد بکنم که علاوه بر اینکه بعنوان شهید  حق بزرگی به گردن همه

 

از جمله بنده داره ،یک حق دیگه ای هم به گردن من داره که اونهم افتخار داشتن

 

عمویی مثل ایشونه:

 

شهید بزرگوار و گرامی  غواص شهید منصور الماسی

 

متولد : 1345/6/25

 

محل شهادت : اروند رود-عملیات والفجر 8

 

تاریخ شهادت :   1364/11/21

 

البته به علت اینکه موقع شهادت ایشون 4 سال بیشتر نداشتم چیز زیادی  از ایشون به یاد ندارم

 

ولی  هیچوقت نماز خوندنشون با اون قد بلند و رشید و خوندن نوحه های حاج کلامی توی خونه

 

یادم نمیره.

 

خدایا لیاقت همنام و همخون بودن با این شهید رو به بنده عطا فرما.

 

اللهم ارزقنی توفیق الشهادة

نظرات[1] | دسته: عمومی | نويسنده: خادم سایت | ادامه مطلب...

 
شعری ناتمام در مورد فاطمیه پيوند ثابت

با آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما همراهان عزیز :

فاطمه محکم ترین برهان ماست****فاطمیه مکتب ایمان ماست

 

عشق را در کوی عشق آموختیم ***روضه زهرا شنیده سوختیم

 

نام هیات, مکتب القاسم بُود*******در عزایش محشری حاکم بُود

 

میزند شهپر ملایک بر سرش*****چونکه مهدی ایسـتاده بر درش

 

میشود هر جمعه آنجا محشری******گر بخواند مرتضای حیدری

 

عشق یاد آری و بغض مرد را*****بشنوی گر صوت عینی فرد را

 

ذکر یا عباس طوفان میکند*****باز معصومی است جولان میکند

 

مادحین دیگرش هم عاشقند********در حقیقت مرد راه و لایقند

 

الغرض این هیات و این ذکر اوست**گر که خوبی هست حتما از هموست

 

نقص مطلب گر رسید از گفته ام***عذر دارم چونکه من شاعر نی ام

 

بنده ناپاک و عبد عاصی ام*****غمگسار او, ####ام

 

توضیح اسامی:

بیت پنجم: استاد حاج مرتضی حیدری

بیت ششم:حاج محمد عینی فرد

بیت هفتم:کربلایی داوود معصومی

بیت هشتم:سایر مادحین ثابت هیات کربلایی رسول احدی و   کربلایی  سید مرتضی

حسینی راد و کربلایی مرادخانی هستند.

بیت آخر: تخلص شاعر به رسم امانت و به درخواست خودشان حذف گریده.

نظرات[4] | دسته: عمومی | نويسنده: خادم سایت | ادامه مطلب...

 
تبریک نیمه شعبان پيوند ثابت

یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت / یک قدم مانده، زمین

 

شوق شکفتن دارد . . .

 

میلاد منجی عالم بشریت بر شما مبارک

نظرات[0] | دسته: عمومی | نويسنده: خادم سایت | ادامه مطلب...

 
قطعه ای از روضه عشق پيوند ثابت

سردار شهدن آلدی اجازه دوشوب یولا                    شه خیمه ده اوتوردی تیکیب گوزلرین یولا

یل اسدی دگدی پرچمه دلکش صدا ایله                    سسلندی سرو قامت عباسه حیف اولا

لینک دانلود

نظرات[2] | دسته: عمومی | نويسنده: خادم سایت | ادامه مطلب...

 
گزیده سخنان حضرت فاطمه زهرا (س) پيوند ثابت

1ـ نـرمخـویـى در مقـابل دیگـران و احتـرام به زنـان

پیامبـراكـرم (ص) فـرمـوده است: بهترین شما نرمخـوترین شما به اطرافیان و بزرگوارترین شما به زنان است. (مسند فاطمه الزهراء (س) ، ص 221)

2ـ على (ع) رهبر و پیشوا

پیامبر اكرم (ص) فرمود:

هر كه من سرپرست اویم، پس على سرپرست اوست و هر كه را من رهبر اویم ، پس على رهبر اوست. ( بهجه ، ج 1، ص 285. )

3ـ على (ع) بهترین داور

گروهى از فرشتگان درباره ی چیزى با یكدیگر مشاجره نمودند، حاكم و داورى را از بنى آدم تقاضا كردند، خداوند متعال به آنها وحى فرمود كه خـودتان انتخاب كنید و آنان على ابن ابیطالب را برگزیدند. ( بهجه ، ج 1، ص 306 )

4ـ داناترین و نخستین مسلمان

رسول خدا (ص) به مـن فرمودند: شوهر تو در دانش داناترین مردم و نخستین مرد مسلمان و در بردبارى برترین مردم است. ( بهجه، ج 1، ص 302)

5ـ كمك به ذرارى ( فرزندان ) پیامبر

پیامبر اكرم (ص) فرمود:هركسى براى فردى از فرزندان من كارى انجام دهد و بر آن كار پاداشى نگیرد. مـن پاداش دهنـده او خـواهـم بـود. ( بحـارالانوار، ج 96، ص 225)

نظرات[1] | دسته: عمومی | نويسنده: خادم سایت | ادامه مطلب...

 
بوی ماه محرم-مراسم اعلان عزا پيوند ثابت

بسم الله النور

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین

امشب مراسم اعلان عزای حضرت سیدالشهداء علیه السلام هیاتمون برگزار شد.

مراسمی ویژه که در مسجد زینبیه  زنجان برگزار شد و مداحانی عزیز در اون به فیض رسوندند.

از جمله حاج ولی الله کلامی و حاج مهدی سلحشور که با یاد شهدای عزیزمون و بنام اونها مراسم رو اجرا کردند.

مراسمی گرم و پرشور.

بدین ترتیب داریم آماده میشیم واسه مراسم ماه محرم در شهر شور و شعور و عشق حسینی،زنجان.

مثنوی زیر حکایت عشقه:

*******************************************

عشق گوید که از این مرحله چون باید رفت

خاندان علی و ذلت بیعت؟ هیهات

دست آزادی و زنجیر اسارت؟هیهات

 

علم حادثه بردار،سفر باید کرد

پای در معرکه بگذار،خطر باید کرد

 

بار بربند،دگر ترک وطن باید گفت

تیغ برگیر که با تیغ سخن باید گفت

 

 

جاده در جاده به دیدار خدا باید رفت

خسته،پای آبله تا کرب و بلا باید رفت

 

فصل وصل است گر از فاصله ها درگذرید

ای مجانین حق از سلسله ها درگذرید

 

عشق گوید که از این مرحله چون باید رفت

بی سر و بی کفن،آغشته به خون باید رقت

 

«هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله

هر که دارد سر همراهی ما بسم الله »

 

خیمه را نیز دمی چند به ظلمت بسپار

راه رجعت به سلامت طلبان وابگذار

 

هر که را ذوق جراحت نبود،برگردد

هر که را شوق شهادت نبود برگردد

 

بگریزند از این دشت که راحت طلبند

بستیزند که جانباز و جراحت طلبند

 

بازگردند از این عرصه که نامردانند

عافیت باره و تن پرور و بیدردانند

 

بگذارید که خامان ز خطر بگریزند

سایه ها در دل ظلمت ز سحر بگریزند…

 

هان که فردا سر و شمشیر به هم خواهد خورد

سرنوشت همه با تیغ رقم خواهد خورد

 

عشق توفان جنونی دگر انگیخته بود

عطش و حنجر و خنجر به هم آمیخته بود

 

آسمان در قدح تشنه هفتاد و دو صبح

یک افق باده ز دریای شفق ریخته بود

 

ماند هفتاد و دو دلداده از آن مدعیان

همه را عشق به غربال بلا بیخته بود

 

پی هفتاد و دو حلقوم خروشان و زلال

هر چه تاریکی،شمشیر خود آمیخته بود

 

در شگفتم که کسی جز شهدا زنده نکرد

عشق از آن محشر کبری که بر انگیخته بود

 

 

محشری بود تماشایی و عاشورایی

که به تصویر نیاید ز قلم فرسایی

 

شهسوان پی معراج کمر می بستند

زره حادثه مردانه به بر می بستند

 

همه را شوق که ای کاش ز نو زنده شویم

زخمها خورده و در خون خون افکنده شویم

 

کاش صد بار بمیریم و ز نو جان گیریم

عشق رخصت دهد و جانب میدان گیریم

 

تا نفس می دمد از حنجره تکبیر زنیم

در رکاب پسر فاطمه(س) شمشیر زنیم

 

تیغ در پنجه نیفتیم از این جوش و خروش

مگر آنگاه که افتد همه را دست ز دوش…

 

راهی از معرکه می رفت به آغوش بهشت

رهسپاران همه دریادل و آیینه سرشت

 

همه رفتند از این راه و کسی باز نماند

جز اباالفضل دگر همنفسی باز نماند

 

خیمه ها منتظر و تشنه آب است فرات

جگر سنگ از این شعله،کباب است فرات

 

آتش« العطش » از خیمه روان تا ملکوت

پاسخی نیست  بر این ناله بجز شرم و سکوت

 

لرزه افتاد از این ناله به ارکان وجود

اضطرابی ست از این فاجعه در غیب و شهود

 

دشت می نالد: ای کاش که دریا بودم

بحر می گرید: ای کاش که صحرا بودم

 

کیست این باغ ستم سوخته را دریابد؟

غنچه های عطش افروخته را دریابد

 

نوبت عاشقی آنکه به علمدار رسید

که به آیین ادب آمد و رخصت طلبید

 

دست بر قبضه شمشیر و علم بر دوشش

آفتاب،آینه چهره آتش پوشش

 

 

« مست می رفت ورخ از شوق برافروخته بود

تا کجا باز دل غمزده ای سوخته بود »

 

مست می رفت و حسین اش  نگران بود از پی

نگرانش شه صاحب نظران بود از پی

 

تا که تاب آورد این غیرت مولایی را

این شجاعت نسب،این لشکر تنهایی را

 

بود پرچین سنان،پرده میان وی و رود

تیغ غیرت بدرخشید و ره رود گشود

 

آه ، سقای جگر سوخته برآب رسید

در دل روز قمر از افق آب دمید

 

دست در آب فرو برد و کفی پیش اورد

بر لب آورد و ننوشید و تماشایش کرد

 

دید: خورشید در آیینه آب افتاده ست

عکس ساقی ست که در جام شراب افتاده ست

 

جلوه در جلوه عیان شعشعه حسن حسین

پرده در پرده از آن چهره،نقاب افتاده است

 

از کفش آب فرو ریخت و دیدند فرات

از هوای لب او در تب و تاب افتاده است

 

مشک پر کرد و پس آنگه به صف ظلمت زد

آتش صاعقه گویی به سحاب افتاده است

 

خیمه در خیمه عطش،منتظرش بود اما

خبری بود که سقا ز رکاب افتاده ست…

منبع : مجموعه شعر « تیغ و تغزل » سروده جلال محمدی ؛ شاعر توانای تبریزی

نظرات[2] | دسته: اخبار هیات, عمومی | نويسنده: خادم سایت | ادامه مطلب...

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

حدیث روز

اوقات شرعی

ساعت

آمار بازدید

گوگل پیج رنک

پخش مراسم

No Image No Image